نگاهی به تجربه کوشش اقتصادی یادگاران شهید جعفرزاده
توصیه شهدا الهام بخش نسل امروز ایثارگر به کارآفرینی است
حیات:خانواده بزرگ ایثارگران این آموزه مهم را از شهیدان وطن فراگرفته اند که در برابر سرنوشت جامعه و نظام اسلامی همواره خود را مسئول ببینند و از هیچ اقدام و تلاشی برای رفع تنگناها و گشودن گره های مشکلات مردم و یاری مسئولان دریغ نکنند.این دغدغه ای تاریخی است که کثیری از نسل جدید ایثارگران را به تکاپو در عرصه های مختلف اقتصادی و اجتماعی واداشته است تا جایی که آنها حتی در دوران سخت تحریم و فشارهای اقتصادی می کوشند چراغ فعالیت کارگاه ها و مراکز تولیدی و خدماتی روشن بماند.داستان فعالیت اقتصادی خانواده شهید جعفرزاده در شهر نقده از همین قرار است. خلیل جعفرزاده فرزند شهید ولی اله جعفرزاده به اتفاق نوه شهید(سعید جعفرزاده) دست به دست هم داده اند تا درقالب کسب و کارهای تولیدی و خدماتی بخشی از نیازهای مردم را پاسخ دهند. آنها تجربه ایجاد مرکز تولید صنایع غذایی در سال 1371 و کارگاه خدمات مربوط به قالی و فرش در سال 84 را پشت سرگذاشته اند و همچنان در وضعیت سخت اقتصادی امروز، آرزو و اندیشه گسترش فعالیت کارگاهی خود را دارند.
جناب جعفرزاده ابتدا از سابقه فعالیت هایتان در عرصه کارآفرینی و اقتصاد بگویید. از چه زمانی این حرکت را شروع کردید؟
با تشویق و حمایت اطرافیان در شهر نقده که نسبتاَ از مراکز صنعتی محروم است تصمیم به ایجاد کارخانه صنایع غذایی گرفتیم. راه اندازی چنین مجموعه صنعتی آن هم در شهر دوردست دشواریهای زیادی دارد اما ما به دلیل نیاز شدید منطقه به فرصت های شغلی و نیز تأمین نیازهای مردمی این کار را کلید زدیم.
یادم هست سال 84 اوج مشکلات ما بود و کارخانه وارد فاز زیان و ضرر شده بود، ما برای جبران بخشی از این ضرر سعی کردیم خدمات دیگری را شهروندان می خواستند در قالب طرح جدید پیاده کنیم. از جمله این خدمات ایجاد مجموعه ای در زمینه قالی و قالیبافان بود در این مجموعه صفر تا صد نیازهای آنها را رفع کردیم از رفو و تعمیرات قالی تا شستشو و جابجایی و تعویض و...
البته در این زمینه از مشورت و راهنمایی افراد باتجربه شهر خیلی بهره گرفتیم. یادم هست آن موقع یعنی اوایل دهه 80 شهر ما اساساً فاقد چنین مرکز خدماتی در زمینه قالی بود.
در این مسیر چگونه مشتری جذب کردید و بازاریابی تان به چه شکل بود؟
این قسمت واقعاً سخت ترین بخش کار یک فرد فعال در زمینه اقتصادی است. به این خاطر روزهای اول هر گونه فعالیت تولیدی یا خدماتی با استرس و اضطراب زیاد همراه است زمان نسبتاً زیادی لازم است تا مردم شهر به شما اعتماد کنند تا محصولشان را برای فرآوری در اختیار شما بگذارند یا از تولیدات شما بخرند.
چه کسانی در این رشته فعالیت به عنوان نیروی انسانی شما را همراهی می کنند؟
در حال حاضر بار اصلی کارها بر دوش پسرم، سعید است او بواسطه همت و دوندگی زیاد توانست تبلیغات گسترده ای برای آشنایی مردم با خدمات و محصولات ما در سطح شهر انجام دهد. مثلاً برای چند روز بیلبوردهای شهر را برای معرفی کارهایمان در اختیار گرفتیم یا آنکه از ظرفیت رورنامه های محلی، مجله ها وبسایت های محلی برای معرفی فعالیتمان بهره گرفتیم. بعد از پیدایش شبکه های اجتماعی نیز در قالب کانال های تلگرامی و صفحه هایی در فضای مجازی توانستیم نام و برند مرکز خود را به مردم بشناسانیم. به این صورت رفته رفته بر شما مشتریان ما افزوده شد.
اینجا اتفاقاً این سوال برای من مطرح شد در شهرستانها این گونه روشها تبلیغاتی چه اندازه در موفقیت برنامه یک فرد تولیدگر یا کارآفرین تاثیرگذار است؟
تفاوتی میان تهران و شهرستانها در این زمینه وجود ندارد. هرکسی که خواهان پیدا کردن جای پا در بازار کسب و کار است، به اولین چیزی که باید فکر کند آگاه کردن مردم هست یعنی همان تبلیغات.
بخشی از کار، معرفی آثار یک صنعتگر یا سرمایه گذار با تبلیغات درسطح شهر پیش می رود و بخش دیگرش اما در وضعیت امروز، با تبلیغات در فضای مجازی و شبکه هایی مثل تلگرام و اینستاگرام و...
از جزئیات فعالیت کارگاهتان بگویید فعالیت افراد در مجموعه تحت مدیریت شما به چه شکل تقسیم بندی و تعریف شده است؟
مثل هر مرکز اقتصادی و خدماتی، ما نیز رسته های فعالیت برای افراد مشخص کردیم فردی که مسئول امور تبلیغات است، کسانی که به حساب و کتاب و کارهای مالی میپردازند افرادی که کار حمل و نقل انجام می دهند، برخی پای دستگاه بار اصلی کار را بردوش دارند و افرادی که کار جذب مشتریان و بازاریابی را انجام می دهند.
در دوران اخیر که بحث تحریم و یا افزایش هزینه تهیه لوازم و مواد اولیه داغ بوده آیا به مجموعه شما آسیب وارده نشده است؟
همچنان که خودتان اشاره کردید یک بخش از مشکلات ما بعد از تحریم ها بالارفتن هزینه ها بوده است اما به نظرم اولین آسیبی که به کار امثال ما وارد شده است،پایین آمدن قدرت خرید مردم است.
وقتی سطح درآمد پایین باشد و فرد قدرت برابری دخل و خرج را از دست بدهد طبیعی است که به سمت خرید محصولات جدید روی نمی آورد و به قول اقتصادی ها، خیلی از اقلام را از سبد خرید خود خارج می کند.
در کنار کاهش تقاضا و راکد شدن بازارهای فروش، دومین ضربه جدی به نظرم در زمینه تهیه مواد اولیه بر کارگاهها وارد شده است. بسیاری از مواد در کارگاهها و مراکز صنعتی الان با 5 برابر افزایش قیمت تهیه می شود. لوازم یا موادی که شما قبلا مثلاً با 5 میلیون تهیه می کردید الان 25 یا 30 میلیون باید برایش پرداخت. این در حالی است که اتحادیه ها و مراکز نظارتی هم دائم هشدار و اخطار می دهند که حق افزایش قیمت را ندارید.
مسئولان و مقام های ارشد نظام در دیدارهایشان با فعالان اقتصادی بیش از هر چیز بر حفظ امید ونشاط نسبت به آینده تاکید می کنند ارزیابی شما در این زمینه چیست؟
من در صحبت های قبلی به مشکلات مادی و تکنولوژی اشاره کردم اما از نظر روحیه و انگیزه درست است، بزرگترین عاملی که باعث شکست انسان می شود نا امیدی است.
شما اگر با انرژی مثبت شروع به کار کنید و اعتماد به نفس بالا داشته باشید هیچ گاه شکست نمی خورید. من از پدرم یاد گرفتم که برای انسانی که با ایمان و اراده به انجام کاری می پردازد شکست معنا ندارد زیرا هر شکستی یک تجربه است برای شروع کار جدیتر و بزرگتر.
با وجود این مشکلات تاکید می کنید که نباید ناامید شد، آیا برنامه ای هم برای آینده فعالیت کارگاه تان دارید؟
پیشرفت هرکسی به اراده و تلاش او بستگی دارد ما یاد گرفتیم که هر کسی که کارآفرینی می کند باید در برابر مشکلات خود را نبازد. اگر قسمت باشد در آینده قطعاً کارگاه را توسعه خواهم داد.
فکر می کنید در این شرایط جامعه، که مسئله اقتصاد، تولید و ایجاد اشتغال دغدغه اصلی مردم و مسئولان نظام است چه رسالتی بر دوش نسل جدید خانواده ایثارگران است؟
فکر می کنم هر کس متعلق به خانواده شهدا و ایثارگران است. تفاوتی که با دیگران دارد این است که نمی تواند به سرنوشت کشور و مردم خود بی اعتنا باشد. همچنان که اگر کسی که از خانواده ایثارگران اشتباه و خطایی کند همه توجه شان جلب می شود و این نام مقدس لطمه می بیند. بدون هر گونه شعار پردازی می گویم در این وضعیت همه باید دست به دست هم دهیم فشارها برمردم کمتر شود و نظام اسلامی کمتر آسیب ببیند.